|
شرح احوال
شرح احوال رضا جولائی
نوشتهی ارغوان جولایی
رضا جولايي يكي از داستان نويسان نسل سوم
است. راه بسياري را پيمود. راهي كه شايد ميشد با يك فضاي
مساعد، سريعتر مسافت آغازين آن را طي كرد. چرا غی نميديد
و دستي راهنما كه راه را تجربه كرده باشد.
رضا جولايي در سال 1329 در تهران متولد
ميشود. تحصيلات دبيريستاني را در البرز تهران به پايان
ميرساند . در سال 1347 وارد دانشگاه شيراز ميشود. از
همان سالها، داستان نويسي را به طور جدي آغاز ميكند كه
حاصل آن سالها، داستانهايي است كه در مطبوعات آن روزگار
به چاپ رسيده. در سال 1353 بعد از تحمل فراز و نشيبهاي
بسيار از دانشگاه فارغ التحصيل ميشود. در 1360 نخستين
مجموعه داستان خود را به نام «حكايت سلسلة پشت كمانان» به
چاپ ميرساند.
در طي سالهاي بعد آرام و مداوم به نوشتن
ميپردازد, بيآنكه نام و نشاني از او در مطبوعات ادبي به
چشم بخورد. در سال 1368 مجموعة پربار يازده داستان به نام
«جامه به خوناب» به چاپ ميرساند و به عنوان نويسندهاي
صاحب زبان و سبكي ديگر شناسانده ميشود. اين مجموعه در سال
1370 برندة لوح زرين و گواهي افتخار بهترين مجموعه داستان
بعد از انقلاب ميشود و او را به عنوان يكي از چهرههاي
برتر داستان نويس كشور ميكند.
در سال 1369 رمان «شب ظلماني يلدا» حديت
دردكشان را منتشر ميكند. سپس مجموعه داستان «تالار
طربخانه» را در سال 1372 و رمان «سوء قصد به ذات همايوني»
را در سال 1374 به چاپ میرساند. «جاودانگان» داستان بلندي
بود كه در سال 1376 منتشر كرد. مجموعه داستان ديگر او با
عنوان «نسترنهاي صورتي» در سال 1378 به چاپ رسيد. در سال
1380 مجموعه داستان «بارانهاي سبز» را منتشر كرد كه موفق
به دريافت لوح زرين جايزة ادبي يلدا شد.
آخرين رمان وي در سال 1381 با عنوان
«سيماب و كيمياي جان» منتشر شد. اين كتاب نامزد جايزه
منتقدان مطبوعات و نيز جايزة تقديري مهرگان و نيز جايزة
تنديس جشنواره ادبي اصفهان گرديد. |